تبليغاتX
بادهای بنفش تیره

بادهای بنفش تیره


خداحافظی با بلاگفا.....

این آخین مطلب بود روی بلاگفا....

فکر نمی کردم برام مهم باشه اسباب کشی...

فکر می کردم تعلق خاطری نیست....

اما الان یه جوریم....

نمی دونم، شاید کمی ناراحت....البته شاید!

از این به بعد من اینجام!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 12:57  توسط آبی بیکران  | 

این دور باطله!

سرم درد می گیره..........

از فکر این که هر روز توی اون خونه  تنها میشینه و حوصله اش سر میره و هیچ همدمی نداره.....

از این که هیچ کسی نیست که ببرتش مسافرت.....

از این که مثل خودم سردرد داره....

از این که افسرده است.....

از این که همش میره تو فکر و گذشته ی تلخش رو دوباره و دوباره و دوباره مرور می کنه.....

از این که غصه هاشو کم بروز میده....

از این که تنهاییش، بیش تر باعث فکر کردنش میشه و فکر کردنش، بیش تر باعث سردردش میشه.....

سرم درد می گیره.........

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 15:47  توسط آبی بیکران  | 

مرگ

به خیابان نرو

شعار نده

فریاد نکش

غریو آزادی و عدالت خواهی سر نده

گلوله نخور

بر روی زمین داغ خیابان جان نده

نمیر!!!

برای ما مردمی که تو را منافق می دانیم یا اراذل و اوباش یا دزد بدبخت جنوب شهری یا دختر خراب و یا هرزه ای فرصت طلب.....

برای ما مردمی که نمی فهمیم شکافته شدن پوست و گوشت و خون را با گلوله ی داغ سربی در بعد از ظهر گرم آفتابی.....

برای ما مردمی که ابلهانه آرزو می کنیم شب هنگام و در عمیق ترین لایه های خواب های شیرین و دست نیافتنیمان بمیریم، بدون درد و خون ریزی....

برای ما مردمی که کورکورانه رد قرمز خونت را بر روی شیارهای لطیف صورت سفیدت نمی بینیم.....

برای ما مردمی که همه خوابیم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 9:6  توسط آبی بیکران  |