تبليغاتX
بادهای بنفش تیره - تردمیل!

بادهای بنفش تیره

تردمیل!

ثانیه ها به کندی از مقابلم عبور می کنند و عدد نشان دهنده ی کالری با سماجتی خستگی ناپذیر میل به بالارفتن ندارد.دانه های عرق در میان موهای نسبتاً کوتاهم جوی های باریکی درست کرده اند که تا روی شانه هایم امتداد می یابد.ضربان قلبم را می شنوم و ساق پاهایم از خستگی و گرما گزگز می کند.

می دوم و به عبور کند ثانیه ها نگاه می کنم، به آهنگ طنین انداخته در ذهنم گوش می سپارم و غرق می شوم.می دوم، اما انگار نمی دوم.گویی پرواز کرده ام تا آن سوی دنیا.معلق، بدون مکان و حتی احساس گذر زمان.غرق در اوهام......

می دوم و دیگر قدم 64/1 نیست...

می دوم و دیگر زبان انگلیسی من خوب است...

 می دوم و بر سکوی قهرمانی المپیک ایستاده ام...

می دوم و فلوت می زنم...

 می دوم و شعر می گویم...

 می دوم و از تمام دنیای کوچک اطرافم به یک باره کنده می شوم......می دوم و دیگر عبور ثانیه ها کند نیست؛ آن قدر که به چشم برهم زدنی 45 دقیقه ی روزانه ام به اتمام رسیده و باید دست از دویدن بکشم.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 13:56  توسط آبی بیکران  |