تبليغاتX
بادهای بنفش تیره -

بادهای بنفش تیره

می خواستم محسن تا آخر دنیا برونه و بوی سیگار مریم روی تموم تنم بشینه...

می خواستم طعم گس دلستر ته حلقم ته نشین بشه و خیابونای تاریک و بی انتهای شب به هیچ دیواری و هیچ خونه ای نرسه...

می خواستم باد از پنجره ی کوچک ماشین بیاد و تموم ذرات تنم رو با خودش ببره.

می خواستم در باد بوزم، در باد گم شوم......باد شوم و پرواز کنم....

می خواستم تا خود صبح، معلق و بی انتها، تو خیابونا می رفتیم و باد ما را با خود می برد.....

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 10:30  توسط آبی بیکران  |